سامانه پژوهشی -اثربخشی شناخت درمانی هستی نگر بر کاهش نشانگان افت روحیه زنان مبتلا به … |
بهمنی، نقیائی، علیمحمدی و دهخدا (۱۳۹۲) در مطالعهای باهدف بررسی نشانگان افت روحیه در زنان مبتلا به سرطان PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) و مقایسه آن با جمعیت عادی به این نتیجه رسیدند که تفاوت معناداری بین میانگین نشانگان افت روحیه زنان مبتلا به سرطان PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) و زنان سالم وجود دارد و میانگین نشانگان افت روحیه زنان مبتلا به سرطان PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) (۲۲/۳۷) با توجه به نمره برش (۳۰<) میزان بالایی را به خود اختصاص داد.
بهمنی، نقیائی، علیمحمدی و دهخدا (۱۳۹۲) در مطالعهای با عنوان بررسی رابطه سه متغیر اضطراب وجودی، نشانگان افت روحیه و افسردگی در مادران کودکان مبتلا به بیماریهای بالقوه مهلک به این نتیجه رسیدند که بین سه متغیر رابطه معناداری وجود دارد، به طوری که اضطراب وجودی بالا پیشبینی کننده نشانگان افت روحیه بوده و درعینحال نشانگان افت روحیه بالا پیشبینی کننده افسردگی است.
رحیمی و همکاران (۱۳۹۳) در مطالعهای تحت عنوان «اثربخشی مشاورهی شناختی معنویتمحور بر کاهش نشانگان افت روحیه سالمندان» به این نتیجه رسیده اند که رویکرد مشاورهی شناختی معنویتمحور میتواند در کاهش نشانگان افت روحیه سالمندان و حتی هر مشکل روحی و روانی دیگری که ریشه های وجودی، معنوی و شناختی دارد، موثر واقع شود.
مطالعات رواندرمانیهای انجامشده بر روی HIV:
روائی، حسینیان و صمدی (۱۳۸۵) به منظور بررسی تأثیر رواندرمانی حمایتی بر بهبود کیفیت زندگی بیماران به این نتیجه رسیدند که رواندرمانی حمایتی بر بهبود کیفیت زندگی افراد مبتلا با توجه به عوامل کلی سلامت جسمانی و روانی تأثیر دارد.
سلگی، هاشمیان و سعیدی (۱۳۸۶) در مطالعه خود به بررسی تأثیر شناخت درمانی گروهی در کاهش افسردگی مردان مبتلا به HIV مثبت پرداختند نتایج آن ها نشان داده بود که گروه درمانی شناختی میتواند یک روش موثری در کاهش افسردگی و افزایش کیفیت زندگی آن ها باشد.
همچنین قزلسفلو و اثباتی (۱۳۹۰) در تحقیقی نشان دادند که گروه درمانی امید محور باعث بهبود کیفیت زندگی مردان مبتلا شده بود. حال با توجه به بیماری HIV و تبعاتی که برای بیمار به همراه دارد و کمبود پژوهشهای حاضر در مورد اثربخشی درمان روانشناختی بر افراد مبتلا به HIV مثبت پژوهشگر به دنبال آن برآمد تا با درمان روانشناختی موثر (شناخت درمانی هستینگر) بتواند به کاهش تبعات روانی –اجتماعی ذکرشده در زندگی بیماران بپردازد.
رحمتی نجار کلائی و همکاران (۱۳۹۱) در مطالعهای تحت عنوان تجربیات بیماران مبتلا به ایدز از ننگ اجتماعی: یک مطالعه کیفی بیان کردند که اکثر بیماران بر مسئله فقدان درمان قطعی بیماری و ناامیدی به زندگی تأکید مینمودند و عاقبت خود را مرگ و نیستی میدانستند؛ به طوری که این ناامیدی روی کیفیت زندگی این افراد تأثیر نامطلوبی داشته و انتظار مرگ را در ذهن آن ها مدام به تصویر میکشید همچنین بیماران این ناامیدی را از اثرات مهم این بیماری بر روی روحیه خود بیان کردهاند.
علیزاده و بهرامی (۱۳۹۱) در مطالعهای تحت عنوان بررسی تأثیر برنامه رفتاردرمانی عقلانی-هیجانی بر تاب آوری و سلامت روان زنان مبتلا به اچ.آی.وی/ایدز دارای سابقه سوء مصرف مواد و رفتارهای پرخطر جنسی به این نتیجه دست یافتند که آموزش مفاهیم رویکرد رفتاردرمانی عقلانی-هیجانی میتواند بر افزایش سطح تاب آوری و کاهش اضطراب و افسردگی زنان مبتلا به اچ.آی.وی/ایدز دارای سابقه سوء مصرف مواد و رفتارهای پرخطر جنسی موثر باشد.
در ایران پژوهشهای متعددی در زمینهی شناخت درمانی هستینگر صورت گرفته است که شامل:
بهمنی، اعتمادی, شفیع آبادی، دلاور و قنبری مطلق (١٣٨٩) در مطالعهای با عنوان مقایسه اثربخشی دو روش مداخله «شناختدرمانی آموزش محور به سبک مایکل فری» و «گروه درمانی شناختی/وجودگرا» بر امیدواری، عزت نفس و کیفیت زندگی زنانی که پس از شروع درمان سرطان غیر منتشر سینه، علائم افسردگی از خود بروز دادهاند، نشان داده است که میانگین افسردگی بعد از مداخله در گروه درمانی شناختی وجودگرا کمتر از شناختدرمانی آموزش محور است و افسردگی هر دو گروه نیز پایینتر از گروه گواه بوده و تفاوتها از نظر آماری معنادار است. در متغیر امیدواری نیز تأثیر روش گروه درمانی شناختی وجودگرا بر افزایش امیدواری بیشتر از روش شناختدرمانی آموزش محور و این تفاوت از لحاظ آماری معنادار بوده و هر دو گروه نیز میانگین بیشتری نسبت به گروه کنترل به دست آوردهاند. در متغیر عزت نفس میانگینهای دو گروه آزمایش با یکدیگر برابر اما با میانگین گروه کنترل تفاوت معنادار دارد. مقادیر میانگین نشان میدهد که عزت نفس در هر دو گروه نسبت به گروه گواه افزایش داشته و این تفاوت از نظر آماری معنیدار است. میانگین کیفیت زندگی در دو نوع مداخله شناختدرمانی آموزش محور و گروه درمانی شناختی وجودگرا با یکدیگر تفاوت نداشته اما نسبت به گروه کنترل بیشتر بوده است. این تفاوتها نیز به لحاظ آماری معنیدار است.
بهمنی، اسکندری، حسنی، دکانهای فرد و شفیع آبادی (۱۳۹۰) در مطالعهای تحت عنوان « اثربخشی گروه درمانی شناختی وجودگرا بر افزایش امیدواری و کاهش افسردگی والدینی که فرزندانشان به دلیل ابتلا به سرطان تحت درمانهای پزشکی قرار دارند» به این نتیجه رسیده است که گروه درمانی شناختی وجودگرا میتواند در افزایش امیدواری والدین فرزندان مبتلا به سرطان موثر باشد.
بهمنی، کرمانی رنجبر، قنبری مطلق و اسکندری (۱۳۹۱) در مطا
لعهای تحت عنوان« اثربخشی مداخله گروه درمانی شناختی وجودگرا بر بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است)» نشان داده است که این رویکرد باعث افزایش و بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان PESTAN(به خاطر محدودیت سایت در درج بعضی کلمات ، این کلمه به صورت فینگیلیش درج شده ولی در فایل اصلی پایان نامه کلمه به صورت فارسی نوشته شده است) شده است.
بهمنی، معتمد (۱۳۹۱) در مطالعهای تحت عنوان « اثربخشی گروه درمانی شناختی- هستی نگر بر افزایش امیدواری در زنان مبتلا به همودیالیز» به این نتیجه رسیده است که میانگین امیدواری در گروه زنانی که در معرض مداخله گروه درمانی شناختی هستی نگر قرار گرفتهاند به نحو بازر و معنیداری از گروهی که (گروه کنترل) در معرض این مداخله قرار نگرفتهاند، افزایش یافته است.
۲-۶-۲ تحقیقات انجامشده در خارج از کشور:
بر خلاف مطالعات داخلی، مطالعات خارجی حاکی از آن است که بر روی متغیر وابسته پژوهش یعنی «نشانگان افت روحیه» پژوهشهایی صورت گرفته است، اما هیچ پژوهشی بر روی جمعیت افراد مبتلا به HIV انجام نشده است.
سورجیت ساهو[۱۸۲] (۲۰۰۹) در مقالهی مروری خود تحت عنوان «متغیرهای نشانگان افت روحیه» عنوان میکند علیرغم شباهت آزردگی وجودی و نشانگان افت روحیه، متغیر نشانگان افت روحیه با علائمی چون ناتوانی در پیشبرد زندگی همراه است. البته نشانگان افت روحیه در افراد مبتلا به افسردگی ممکن است بروز کند. همچنین حس ناامیدی که جزء علائم اصلی این متغیر است میتواند منجر به ضعف فیزیکی و روانی فرد شده و به خودکشی و آرزوی مرگ رو آورد.
جاکوبسن[۱۸۳] (۲۰۰۷) در مطالعهی موردی تحت عنوان «بررسی نشانگان افت روحیه در حوزهی درمان» به این نتیجه رسید که ١٠ تا ٢۵ درصد بیماران سرطانی از افسردگی رنج میبرند. بعدها آشکار شد که این افسردگی عمده نیست و نشانگان افت روحیه است. هم چنانکه این وضع به عنوان یک حالت بیقراری توصیف شد که میتواند در پاسخ به شرایط خارجی تغییر یابد.
چنگ یانگ لی و همکاران[۱۸۴] (۲۰۱۱) در مطالعهای توصیفی با عنوان «علائم نشانگان افت روحیه در میان بیماران سرطانی در تایوان» مطرح میکند که متغیر نشانگان افت روحیه با وضعیت اجتماعی اقتصادی، مشکلات روانشناختی، انواع گوناگون بیماریها، سرطان و درمانها مرتبط است.
رندی سانسون[۱۸۵] (۲۰۱۰) در مطالعهای تحت عنوان «نشانگان افت روحیه در افراد مبتلا به بیماریهای جسمانی» بیان نموده است که نشانگان افت روحیه حالت بیقراری چه در جمعیت بالینی چه در جمعیت روانپزشکی است و با حس عدم قدرت و پوچی مشخص میشود. به خاطر شیوع آن در یک سوم جمعیت بیمار گفتهشده شناسایی این سندرم و انجام مداخلات ضروری ست.
بوسگالیا و کلارک[۱۸۶]،(۲۰۰۷) در مطالعهای با عنوان «حس انسجام به عنوان یک عامل نگهدارنده برای نشانگان افت روحیه در زنانی با تشخیص نهایی سرطان رحم» به این نتیجه رسیده است که حس انسجام میتواند در مقابل نشانگان افت روحیه حمایتگر باشد.
مطالعات انجامشده خارج از کشور در زمینه شناختدرمانی هستینگر:
لی می و ویلسون (٢٠٠٨) در مطالعه مروری مداخلات مرتبط با درمان آزردگی وجودی در ارتباط با بیماریهای تهدیدکننده زندگی، نشان دادند که هدف کلی مداخلاتی مثل گروه درمانی حمایتی-بیانگر[۱۸۷]، گروه درمانی شناختی-وجودی، رواندرمانی گروهی متمرکز بر معنا[۱۸۸] و مداخلات معنا محور[۱۸۹] و غیره ایجاد فضایی حمایتی برای کمک به آن ها جهت سازگاری با نیازهای بیماری و ارتقای کیفیت زندگیشان و مقابله با منابع فشار روانی ناشی از سرطان و یافتن معنای شخصیشان و پاسخ به سؤالات وجودی بیماران مبتلا بوده است و علیرغم وجود برخی محدودیتها تا حدودی در تخفیف آلام وجودی این بیماران موثر بودهاند لیکن تنها به نیازهای بیماران پرداختهاند.
کیسان، بلاچ، اسمیت، کلارک، میاچ، اِکین، رنجری و اسنایدر (۲۰۰۳) در مطالعهای تحت عنوان«اثربخشی روش گروه درمانی شناختی وجود گرا بر بهبود وضعیت خلق و نگرش ذهنی زنان مبتلا به مراحل غیر منتشر سرطان که مشغول دریافت شیمیدرمانی بودند» به این نتیجه رسیدند که شیوه گروه درمانی وجودگرا باعث کاهش اضطراب و افسردگی و بهتر شدن روابط خانوادگی بیماران شد و در مجموع این روش را مفید ارزیابی کردند.
بریتبارت (۲۰۰۳) در مطالعهای تحت عنوان اثربخشی گروه درمانی وجودی در مداخلات درمانی افراد مبتلا به سرطان بیان کرد؛ در گروههایی که افراد درگیر بیماریهای مزمن میگردند، به مرور زمان معنا و امید خود را از دست داده و دچار افسردگی میگردند. لذا درمانهای وجودی برای کاهش افسردگی و افزایش امید این دسته از بیماران یکی از مناسبترین شیوه های درمانی است.
مطالعات رواندرمانی انجامشده در خارج از کشور:
اسکویلی [۱۹۰]و همکاران (۲۰۱۲) در مطالعهای تأثیر امید در سلامتی بیماران مبتلا به ایدز را مورد بررسی قرار دارند . آن ها با بهره گرفتن از مقیاس خود گزارشی بعلاوهی آزمایش نمونه خون بیماران مبتلا به ایدز، میزان سلامتی آن ها را پس از امید درمانی ارزیابی کرده و به این نتیجه رسیدند که افزایش امید منجر به افزایش سلامتی در این بیماران میگردد.
بلیر[۱۹۱](۲۰۰۴) در تحقیقی تحت عنوان بررسی تأثیر امیدواری در گروه درمانی نشان داد که امیدواری که نوعی احساس امکانپذیر بود، یک رویداد یا رفتار مطلوب در آینده است، عامل مهم در رواندرمانگری فردی و گروه درمانی به حساب میآید.< br />فصل سوم
روش تحقیق
۳-۱ مقدمه
در این فصل نوع مطالعه، جامعه مورد بررسی، ملاکهای انتخاب شرکتکنندگان در پژوهش، حجم نمونه و روش محاسبه آن، متغیرهای پژوهش و نحوه سنجش آن ها، روش جمع آوری داده ها و تجزیه و تحلیل آن ها، شیوه انجام کار و ملاحظات اخلاقی به تفضیل مطرح شده است. همچنین سرفصل محتوای جلسات درمانی در انتهای فصل به اختصار بیان شده است.
۳-۲ روش مطالعه
در این پژوهش از طرح تک موردی[۱۹۲]استفاده شده است. یک آزمایش تک موردی که گاهی آن را آزمایش تک آزمودنی[۱۹۳] یا آزمایش سریهای زمانی[۱۹۴] نامیدهاند، آزمایشی است که مشتمل بر تحقیق فشرده بر روی یک فرد یا تعدادی از افراد است که به عنوان یک گروه واحد در نظر گرفته میشوند. همان طور که توماس کراتوچویل توضیح داده است، طرحهای تک موردی «مشتمل بر تحلیل فشرده در ارگانیزم های واحد» است. آزمایشهای تک موردی به خوبی متناسب با پژوهشهای اصلاح رفتار است که در مشاوره، رواندرمانی، مراقبتهای درمانگاهی و پژوهشهای مربوط به مواد مخدر به وفور یافت میشود (گال، بورگ و گال،٢٠٠۵؛ ترجمه نصر و همکاران، ١٣٨۶).
آزمایشهای تک موردی را نباید با پژوهش موردی[۱۹۵] معادل دانست. هرچند هر دو به مورد معطوفاند، ولی از نظر طرح و هدف با یکدیگر تفاوت زیادی دارند. پژوهشهای موردی به یک عمل آزمایشی وسیعتر (معمولاً یک برنامه به مقیاس بزرگ) میپردازد که در یک موقعیت میدانی اجراشده و به شدت بر دادههای کیفی تکیه دارد (گال، بورگ و گال،٢٠٠۵؛ ترجمه نصر و همکاران، ١٣٨۶).
در این مطالعه از طرح AB که مبنای طرحهای تک آزمودنی است، استفاده شد. پژوهشگر این طرح را از طریق انتخاب یک شرکتکننده برای آزمایش، یک یا چند رفتار هدف، اندازه های رفتارهای هدف و یک عمل آزمایشی شروع میکند. سپس رفتار هدف به طور مکرر در خلال دوره خط پایه اندازه گیری میشود (A). سرانجام عمل آزمایشی (B) هنگامی که پژوهشگر به اندازه گیری رفتار هدف ادامه میدهد، اجرا میگردد.
اگر تفاوت بین میانگین اندازهگیریهای A و B از نظر آماری معنادار باشد، میتوانیم نتیجه بگیریم که یک تغییر پایا از مرحله خط پایه تا مرحله عمل اتفاق افتاده است. این طرح فقط باید هنگامی مورد استفاده قرار گیرد که هیچ جانشین مناسبی موجود نباشد یا اینکه پژوهشگر آن را به عنوان یک مطالعه مقدماتی انجام دهد تا به دنبال آن آزمایشی با طرحی دقیقتر اجرا کند (گال، بورگ و گال،٢٠٠۵؛ ترجمه نصر و همکاران، ١٣٨۶).
به عنوان یک قاعده کلی، در هر مرحله از یک طرح تک موردی باید طول و تعداد اندازه گیریها تقریباً مساوی باشد، در غیر این صورت، عدم تعادل، تحلیل آماری و تفسیر اثرهای عمل آزمایشی را پیچیده میکند (گال، بورگ و گال،٢٠٠۵؛ ترجمه نصر و همکاران، ١٣٨۶). با وجود محدودیتهای این طرح در مقایسه با بقیه طرحها، از تاریخچه های موردی غیرآزمایشی درباره اثرات درمان، شواهد بهتری ارائه میکند (بیابانگرد،١٣٨۶).
فرم در حال بارگذاری ...
[شنبه 1400-03-22] [ 02:52:00 ب.ظ ]
|