زوجین از یکدیگر ارث می برند، اما دسته ای از موارد از قبیل : کفر، قتل، لعان و مفقودالاثر بودن مانع ارث بردن از یکدیگر می شود. 3-3-3-3-1 کفر کفر مانعی است که معتقد به آن خارج می شود از تمام نشانه های اسلام و تفاوتی نمی کند کافر حربی باشد یا ذمی و یا اینکه مرتد باشد. در صورت وجود شخص مسلمان به عنوان وارث، از مسلمان ارث نمی برد. بنابراین در صورت وجود شخص مسلمان، تمامی اقسام کفر مانع ارث می شود، اما مسلمان از کافر ارث می برد و مانع ارث بردن ورثه کافر از او می شود، اگرچه آنها به مورث نزدیک تر باشند و مسلمان دور تر باشد که ای رأی فقها در ماده 881 قانون مدنی چنین بیان شده است:« کافر از مسلم ارث نمی برند و اگر در بین ورثه متوفای کافری، مسلم باشد وارث کافر ارث نمی برد اگر چه از لحاظ طبقه و درجه مقدم بر مسلم باشند». 3-3-3-3-2 قتل هرگاه قتل از روی عمد و ظلم باشد، قاتل از ارث منع می شود و قتل مانع ارث است و در صورتی که قتل به عنوان خطا باشد؛ فقط مانع دیه می شود و طبق قول مشهور مانع ارث نمی شود و شخص ارث می برد. (امام خمینی،1383،ص795) در ماده 880 قانون مدنی نیز آمده است که:« قتل از موانع ارث است بنابراین کسی که مورث خود را عمداً بکشد از ارث او ممنوع می‌شود اعم از این که قتل بالمباشره باشد یا بالتسبیب و منفرداً باشد یا به شرکت دیگری».البته نباید از این موضوع غافل شد که منظور از قتل،قتل عمدی است زیرا طبق ماده 881 قانون مدنی1 اشاره به این نکته دارد، پس باید گفت زوجین در غیرعمدی بودن قتل از یکدیگر ارث می برند. 3-3-3-3-3  لعان لعان مانع ارث بردن زن و شوهر از یکدیگر و ارث بردن شوهر و فرزند نفی شده به سبب لعان از یکدیگر می شود.(امام خمینی،1383،ص797). 1- ماده 881 ق.م:«در صورتی که قتل عمدی مورث به حکم قانون یا برای دفاع، باشد مفاد ماده فوق مجرا نخواهد بود» ماده 882 قانون مدنی نیز در تأیید نظر فقها چنین بیان کرده است: « بعد از لعان، زن و شوهر از یکدیگر ارث نمی‌برند و همچنین فرزندی که به سبب انکار او، لعان واقع شده، از پدر و پدر از او ارث نمی‌برد لیکن فرزند مزبور از مادر و خویشان مادری خود و همچنین مادر و خویشان مادری از او ارث می‌برند» و ماده 883 قانون مدنی می گوید:« هر گاه پدر بعد از لعان رجوع کند پسر از او ارث می‌برد، لیکن از ارحام پدر و همچنین پدر و ارحام پدری از پسر ارث نمی‌برند». البته مانع بودن ارث مورد انتقاد قرار گرفته بدین تعبیر که با انحلال نکاح، مقتضی توارث را از بین می برد.(کاتوزیان،1388،ص543) 3-3-3-3-4 مفقودالاثر بودن مفقودالاثر بودن، ظاهراً مانع از نفوذ اثر می باشد تا آنجا که مرگ غایب از طریق شرعی ثابت شود و غایبی که مفقودالاثر شده است به گونه ای که از وی هیچ خبری نمی رسد، مورث محسوب نمی شود تا اینکه از زمان حیات او مدت زمانی بگذرد که به طور معمول و عرفاً، اشخاصی مانند او در آن مدت زنده نمی ماند. پس از سپری شدن این مدت، حکم به ارث بردن کسانی می شود که در حال صدرو حکم راجع به غایب موجود هستند. حال اگر در این مدت یکی از خویشاوندان غایب فوت نماید، سهم او از ترکه آن شخص کنار گذاشته شده، جزء اموال وی محسوب می گردد. قانون مدنی در ماده 879 خود در مورد ارث غایب مفقودالاثر می گوید:« اگربین وراث غایب مفقودالاثری باشد، سهم اوکنارگذارده می شود تاحال او معلوم شود. در صورتی که محقق گردد قبل ازمورث مرده است، حصه او به سایر وراث بر می گردد و الا به خود او یا به ورثه او می رسد».

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...