2-2-20- برنامه ریزی و توسعه منابع انسانی رشد انسان در روند برخورد فعال و موفقیت آمیز با محیط پدید می آید. فرد با قرار گرفتن در یک موقعیت جدید ناچار است برای پیدا نمودن پاسخهای جدید به آن شرایط تلاش نماید چانچه این واکنش در مقابله با وضعیت جدید موفق باشد فرد برخوردهای خود را با محیط گسترش خواهد داد و در صورتی که عکس العملها موفقیت آمیز نباشد شخص باید در برخورد خود با محیط تجدید نظر  کند برای این که سازمان به تواند از رشد برخوردار شود باید در طول دوره زمانی مشخص قادر به ایفای نقش موثر باشد باید بتواند در زمینه های مختلف همچون استخدام ، مدیریت ، توسعه ، ارزیابی کار ، برکناری و جایگزینی نیروی انسانی را برنامه ریزی نماید به طوری که انجام وظایف سازمان را تضمین نماید. عمل برنامه ریزی نیروی انسانی در واقع پر اهمیت ترین بخش در مدیریت منابع در سازمانهاست. زیرا نیازهای سازمان به مشاغل گوناگون با افزایش پیچیدگی و دگرگونی شرایط محیطی پیوسته در معرض تغییر و دگر گونی قرار می گیرد. به بیان دیگر ، فرض  اساسی در مورد رشد سازمان ها، یادگیری سازمان ها در طول زمان است. به همین جهت ماهیت مشاغل مورد نیاز شرکت تغییر می یابد به این معنی که این قبیل تغییرات باید به طور مستمر موردارزیابی قرار گیرد تا انواع مناسبی از منابع نیروی انسانی مورد نیاز برای انجام کارهای مختلف سازمان استخدام و یا تربیت شوند. اعتقاد بر این است که در مورد بسیاری از فعالیتها نظیر استخدام ، انتخاب ، ارزیابی عملکرد وغیره ، برنامه ریزیهایی معین وجوددارند که امکان می دهد موفقیت یا عدم موفقیت اقدامات ذکر شده برای تامین نیازهای سازمانی ، بدون در نظرگیری چگونگی تاثیر آنها در ایجاد زمینه های رشد فردی کارکنان ، ارزیابی شود. 2-3- شایستگی 2-3-1- ا فری سن نقشهای جدید برای مدیران درنظر می گیرد: 1 – نقش مدیران به عنوان تاریخ دان ; 2 – مدیران به عنوان مشوقین ; 3 – مدیران نقش چراغ هدایت را دارند; 4 – مدیران به عنوان یک انسان شناس . اینکه مدیران با چه استانداردی کار می کنند مهم نیست . مدیران موثر باید در به وجودآوردن تیم کاری ماهر باشند، مدیران باید ریسک را بپذیرند و راستی ، صداقت ،مسئولیت پذیری را به نمایش درآورند و آماده گرفتن نقشهای جدید باشند.( FEIRSEN,1994) گریفین مدیران را برای انجام صحیح وظایف مدیریتی ملزم به تعدادی مهارت خاص دانست که ازجمله این مهارتها عبارتند از: 1 – مهارت انسانی ; 2 – مهارت فنی ; 3 – مهارت ادراکی ; 4 – مهارت تشخیصی ; 5 – مهارت ارتباطی ; 6 – مهارت تصمیم گیری ; 7 – مهارت در مدیریت زمان (GRRIFFIN,1994) به عقیده وی مهارت تشخیصی یعنی مهارتهایی که یک مدیر را به دادن مناسبترین پاسخ به یک موقعیت قادر می کند. مدیران باید بتوانند تنوعات را مدیریت کنند. آنان بایدقادر باشند که یک گروهی از افراد باهوش و افراد ماهر که دارای شخصیتهای متفاوت فردی هستند را در یک تیم هماهنگ کرده و هدایت سازند.( CLARK,1995) هولی و انگلیش و استفی  در کتاب «مهارتها برای رهبری موفق در قرن 21، استانداردها برای عملکردهای بالا و عالی مدیران  به مهارتهای ذیل اشاره دارند که برای مدیریت موثر و اساسی هستند: رهبری آگاهانه ; سیاست و اداره کردن ; ارتباطات و روابط جمعی ; مدیریت سازمانی ; برنامه ریزی و توسعه ; ارزیابی کارکنان و مدیریت پرسنل ; پیشرفت و توسعه کارکنان ; تحقیق ; ارزشها و اصول اخلاقی رهبری .( HOYLE, ENGLISH, STEFFY) به طورکلی می توان مولفه های شایستگی را در شش گروه کلی (ابعاد شایستگی )جای داد: (غفاریان، 1379) 1 – دانش و معلومات حرفه ای ; 2 – مهارتها (مهارتهای رفتاری ، مهارتهای فکری );

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...