۲٫ حادثه باید حادثه ای باشد که وقوعش «غیر قطعی» باشد.

به عبارتی دیگر باید در این که حادثه اتفاق خواهد افتاد یا خیر قطع و یقین وجود نداشته باشد یا اگر حادثه واقعه ای است که قطعاً در زمانی اتفاق خواهد افتاد باید ‌در مورد زمان وقوع آن عدم قاطعیت داشته باشیم.

۳٫ حادثه غیر قطعی که ضرورت دارد که قرارداد بیمه را به خاطر آن منعقد کرده باید طوری باشد که مخالف منافع بیمه گذار باشد. در واقع باید نفع قابل بیمه کرده (insurance interest) وجود داشته باشد.

گفتار دوم : اصول اساسی بیمه

چند اصل اساسی در بیمه وجود دارد که جزء ضروریات قرارداد بیمه بوده دانستن آن به منظور آشنا شدن به بیمه لازم است. این اصول عبارت از: نفع قابل بیمه، حداکثر حسن نیت، جبران خسارت که خود دارای مبحث فرعی است: مشارکت و جانشینی (Contribution and subrogation)

بند اول : نفع قابل بیمه (insurable interest)

بر اساس این اصل شخص باید خودش را علیه خطری بیمه کند که در صورت وقوع از ناحیه آن ضرری را متحمل خواهد شد یا در صورت عدم وقوع آن خطر نفعی عاید وی خواهد گردد می توان خانه را در مقابل آتش سوزی یا اتومبیل را در مقابل تصادفات یا کارخانه در مقابل انفجارات بیمه کرده زیرا اگر هر یک از خطر ها اتفاق افتد تأثیر منفی و مضر بردارنده خواهد گذاشت. آدمی می‌تواند حیات خود را به منظور کمک رساندن به بستگان خویش بیمه کند یا حتی صاحب کارخانه می‌تواند مدیر کارخانه را در صورتی که قسمت حیاتی از تشکیلات محسوب می شود بیمه کند. زیرا در صورت مرگ چنین مدیری ضرر و خسران بر او وارد خواهد شد.

بند دوم : حداکثر حسن نیت (utmost good faith)

حقوق قرارداد ها بستگی به آن دارد که طرفین حسن نیت خود را نسبت به یکدیگر نشان بدهند. طرفین باید صادقانه با یکدیگر برخورد نمایند. مباحث مختلفی که ما در حقوق قرارداد ها داریم مانند تدلیس و غرر درباره نیاز به صداقت و حسن نیت در معاملات است، مع الذکر در بیمه قانون سخت تر می‌گردد. طرفین باید حداکثر حسن نیت را از خود نشان بدهند. زیرا بیمه گذار از بیمه گر می‌خواهد او در مقابل خطراتی پوشش دهد که بر مبنای اظهارات بیمه گذار است.

اثاثیه یک منزل که قصد بیمه آن شده است چقدر می ارزد؟ اگر گفته شود مثلاً یک میلیون تومان حق بیمه بر آن اساس تعیین می شود و اگر گفته شود هفتصد هزار تومان، حق بیمه کمتر خواهد شد. پایین گفتن عمدی ارزش اثاثیه یک منزل نقض حسن نیت و فریب دادن شرکت بیمه است.

بند سوم : جبران خسارت (indemnity)

قرارداد بیمه یک قرارداد جبران خسارت است. بدین مفهوم که خسارت شخصی که محتمل ضرر شده است جبران می شود و به وضعیت زمانی که قبل از ضرر داشته برمی گردد. البته بیمه گذار به وضعیت بهتری از گذشته دست نمی یابد. به عبارت دیگر حداکثر میزان خسارات پرداختی از حداکثر ارزش شیء بیمه شده (‌در مورد بیمه) تجاوز نخواهد کرد. لذا اگر اتومبیل پیکانی که دو سال قبل از کارخانه تحویل گرفته است در تصادفی که کاملاً از بین برود نمی شود به او اتومبیل نو تحویل داد شرکت بیمه تنها می‌تواند اتومبیل پیکان دو ساله ای که مشابه اتومبیل بیمه شده است در اختیارش بگذارد یا پولش را به او بدهد.

دلیل اینکه نمی شود وضعیت بیمه گذار بهتر از وضعیتی که از قبل از ورود ضرر داشته بشود این است که جبران کامل خسارت و تاوان باعث تشویق بزهکاری می‌گردد. زیرا ممکن است برخی از بیمه گذاران به خاطر اینکه به وضعیت بهتری دست یابند موضوع قرارداد بیمه را شخصاً از بین می‌برند و صحنه سازی کنند.

در بیمه عمر و برخی از بیمه های حوادث نمی توان اصل جبران خسارت را اعمال کرد، زیرا نمی شود شخص مرده را زنده کرد یا نمی شود که استخوان شمکسته شده را به وضعیت بهتر از قبل درآورد. در این موارد اصل جبران خسارت، پرداخت مبالغی را که قبل پرداخت به ذینفع مذکور در قرارداد بیمه عمر است یا منفعتی را در خصوص بیمه گذار مصدوم تجویز نماید.

دو مسئله فرعی را که در رابطه با جبران خسارت مطرح است عبارت از:

مشارکت و جانشینی (contribution and subrogation)

۱) مشارکت: مشارکت ‌به این مفهوم است که وقتی دو بیمه نامه یک خطر همانند را پوشش می‌دهند، کل مبلغ خسارتی که قابل مطالبه است فقط برای یک تاوان است. ‌بنابرین‏ اگر شخص کشتی خود را در دو شرکت بیمه، بیمه کرده باشد این دو شرکت با یکدیگر در جبران خسارات (به تناسب حق بیمه ای که دریافت کرده‌اند) مشارکت کرده و در کل یا یک تاوان به بیمه گزار پرداخت می‌کنند که از اکثر ارزش شیء بیمه شده (مورد بیمه) نمی تواند تجاوز نماید.

این گونه موقعیت ها زمانی پیش می‌آید که دو یا چند بیمه نامه با هم اختلاط پیدا می‌کنند. مثلاً چنانچه یک عمده فروش مبادرت به بیمه ی کالای خود در قبال صد میلیون تومان نزد چهار شرکت بیمه کند و این کالا بر اثر آتش سوزی کاملاً از بین برود، شخص عمده فروش (بیمه گزار) نمی تواند از هر یک از شرکت های بیمه صد میلیون تومان مطالبه کند. بلکه اگر بیمه گزار با هر یک از آن ها تحت شرایط و مقرراتی همانند قرارداد بسته و حق بیمه ای مشابه به آن ها پرداخت کرده باشد، فقط می‌تواند از هر کدام مبلغ بیست و پنج میلیون تومان دریافت کند.

۲) جانشینی و قائم مقامی: لفظ «جانشینی» در اینجا به مفهوم «جانشین کردن شخصی به جای دیگری» است. شرکت بیمه این حق را دارد در هر جایی که تشخیص دهد خود را به جای شخص بیمه گزار بگذارد. مثلاً اگر آقای «الف» که خود را در شرکت «ج» بیمه ‌کرده‌است در یک تصادم اتومبیل، به علت بی احتیاطی آقای «ب» (راننده اتومبیل دیگر) اتومبیل وی کلاً از حیز انتفاع بیفتد در اینجا شرکت بیمه بهای اتومبیل آقای «الف» را به وی پرداخت می‌کند (یعنی ضرر آقای «الف» جبران می شود)، لیکن این بدان مفهوم نیست که آقای «ب» که راننده بی ا حتیاط بوده و باعث ضرر وارده به آقای «الف» بوده است از معرکه بگریزد، بلکه شرکت بیمه می‌تواند با جانشین کردن خود به جای آقای «الف» علیه آقای «ب» طرح دعوی کند و ادعای خسارت کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت


فرم در حال بارگذاری ...